به وبلاگ خودتون خوش آمدید

 وبلاگ گروهیه مطالبشم باید گروه نویسندگان بنویسه پس منتظر هستیم




طبقه بندی: خودمونی،  دلنوشته،  مدیریت،  طنز،  دانشجویی،  لبخند،  عقاید اسلامی،  شعر،  روانشناسی،  عشقولانه،  ادبی،  آموزشی،  خانواده،  عرفان،  الکترونیک،  فلسفی،  اطلاعات عمومی،  داستان،  پزشکی وسلامت،  هنری،  سیاسی،  اقتصادی،  ورزشی،  تاریخی،  اجتماعی،  اخبار،  خاطرات،  سرگرمی،  فرهنگی،  علمی، 

تاریخ : چهارشنبه 21 دی 1390 | 16:01 | نویسنده : برادر | نظرات

خبر فوری
عکس منتشر نشده از؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی او کیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی چیست این عکس مخوف؟؟؟؟؟؟؟
آیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


ادامه مطلب

طبقه بندی: خودمونی، 

تاریخ : دوشنبه 6 مرداد 1393 | 16:12 | نویسنده : برادر | نظرات
 "شهاب الدین" پسر خانم هراتی زاده در شش ماهگی البته دقیقش شش ماه و ده روز ، عکس دومی خیلیییییییییییی بانمکه!


ادامه مطلب

طبقه بندی: خودمونی،  خانواده، 

تاریخ : شنبه 7 تیر 1393 | 20:03 | نویسنده : علی لشکری | نظرات

آیا مـــی دانیــــد که اگـــر شـــما در حــــال حـــمل قـــرآن بـــآشـــید شـــیطان دچـــار درد شـــدید در ســـر میــــشود و باز کـــردن قـــرآن ، شیـــطان را تجــــزیه مــــی کنـــد و بــــا خوانـــدن قـــرآن، به حــالت غـــش فـــرو میــــرود و خــــوانــدن قـــرآن باعـــث در اغــــما رفــتــنــش مــیــشود؟ و آیـــا شـــما مـــی دانید کـــه هنگــــامـی که مـــی خــواهـــید ایــــن پیـــام را بــــه دیـــگــران ارســــال کنــــید شیطان سعـــی خواهـــــد کــــرد تا شـــــما را منــــــصرف کند؟ فـــریب شیــــطان را نخــــور! پـــس ایـــن حـــق را داریــــد کـــه ایـــن پســـت رو کـــپی کنید.



تاریخ : پنجشنبه 29 خرداد 1393 | 20:16 | نویسنده : فاطمه ایوبی | نظرات
تقدیم به دوستان گلم...


دوستی با بعضی آدم ها مثل نوشیدن چای کیسه‌ ایست...


ادامه مطلب

طبقه بندی: خودمونی،  خاطرات،  دانشجویی، 

تاریخ : دوشنبه 19 خرداد 1393 | 01:22 | نویسنده : علی لشکری | نظرات

راننده کامیونی وارد رستوران شد . دقایقی پس از این که او شروع به غذا خوردن کرد ، سه جوان موتور سیکلت سوار هم به رستوران آمدند و یک راست به سراغ میز راننده کامیون رفتند . بعد از چند دقیقه پچ پچ کردن ، اولی سیگارش را در استکان چای راننده خاموش کرد . راننده به او چیزی نگفت .
دومی شیشه نوشابه را روی سر راننده خالی کرد و باز هم راننده سکوت کرد .
وقتی راننده بلند شد تا صورتحساب رستوران را پرداخت کند ، نفر سوم به  او پشت پا زد و راننده محکم به زمین خورد ، ولی باز هم ساکت ماند .
دقایقی بعد از خروج راننده از رستوران یکی از جوان ها به صاحب رستوران گفت : چه آدم بی خاصیتی بود ، نه غذا خوردن بلد بود ، نه حرف زدن و نه دعوا !
رستورانچی جواب داد : از همه بد تر رانندگی بلد نبود ، چون وقتی داشت می رفت دنده عقب ، 3 تا موتور نازنین را له کرد و رفت !!!




طبقه بندی: خودمونی،  طنز،  دانشجویی،  لبخند،  عقاید اسلامی،  ادبی،  آموزشی،  داستان، 

تاریخ : یکشنبه 18 خرداد 1393 | 08:07 | نویسنده : مریم برزجی | نظرات
ﭘﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻫﺎﯾﻢ بیا
ﮐﻔﺶ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺎ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﺎ
ﻗﺎﻩ ﻗﺎﻩ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺳﺎﺯ ﮐﻦ
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﺕ ﺍﻋﺠﺎﺯ ﮐﻦ
ﭘﺎ ﺑﮑﻮﺏ ﻭ ﻟﺞ ﮐﻦ ﻭ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﺸﻮ
ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺟﺰ ﻋﺸﻖ ﻫﻤﺒﺎﺯﯼ ﻧﺸﻮ
ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﻪ ﺭﺍ ﻫﻢ ﮐﻦ ﺧﺒﺮ
ﻋﺎﻗﻠﯽ ﺭﺍ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺍﺯ ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺒﺮ
ﺧﺎﻟﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﮐﻮﺩﮐﯽ
ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﭼﺎﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﭘﻮﻟﮑﯽ
ﻃﻌﻢ ﭼﺎﯼ ﻭ ﻗﻮﺭﯼ ﮔﻠﺪﺍﺭﻣﺎﻥ
ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﻧﺎﺏ ﺑﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭﻣﺎﻥ
ﻣﺎﺩﺭﯼ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ
ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺧﻮﺍﺏ ﺁﺳﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ
ﯾﺎ ﭘﺪﺭ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺎ
ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺑﺎﻭﺭ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﺎ
ﻗﺼﻪ ﻫﺎﯼ ﻫﺮ ﺷﺐ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮒ
ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﺑﺰﺑﺰ ﻗﻨﺪﯼ ﻭ ﮔﺮﮒ
ﻏﺼﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﻓﺮﺻﺖ ﺟﻮﻻﻥ ﻧﺪﺍﺷﺖ
ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻧﺪﺍﺷﺖ
ﻫﺮﮐﺴﯽ ﺭﻧﮓ ﺧﻮﺩﺵ, ﺑﯽ ﺷﯿﻠﻪ ﺑﻮﺩ
ﺛﺮﻭﺕ ﻫﺮ ﺑﭽﻪ ﻗﺪﺭﯼ ﺗﯿﻠﻪ ﺑﻮﺩ
ﺍﯼ ﺷﺮﯾﮏ ﻧﺎﻥ ﻭ ﮔﺮﺩﻭ ﻭ ﭘﻨﯿﺮ !
ﻫﻤﮑﻼﺳﯽ ! ﺑﺎﺯ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮ
ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﺴﯽ ﯾﮑﺮﻧﮓ ﻧﯿﺴﺖ
ﺁﻥ ﺩﻝ ﻧﺎﺯﺕ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺗﻨﮓ ﻧﯿﺴﺖ ؟
ﺣﺎﻝ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟
ﻣﺜﻞ ﻣﺎ ﺑﺎﻝ ﻭ ﭘﺮﺕ ﺭﺍ ﭼﯿﺪﻩ ﺍﯼ ؟
ﺣﺴﺮﺕ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﻗﻔﺲ؟
ﻣﯽ ﮐﺸﯽ ﻣﺸﮑﻞ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻔﺲ؟
ﺳﺎﺩﮔﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﻧﯿﺴﺖ ؟
ﺭﻧﮓ ﺑﯽ ﺭﻧﮕﯿﺖ ﺍﺳﯿﺮ ﺭﻧﮓ ﻧﯿﺴﺖ ؟
ﺭﻧﮓ ﺩﻧﯿﺎﯾﺖ ﻫﻨﻮﺯﻡ ﺁﺑﯽ ﺍﺳﺖ ؟
ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺎﻭﺭﺕ ﻣﻬﺘﺎﺑﯽ ﺍﺳﺖ ؟
ﻫﺮﮐﺠﺎﯾﯽ , ﺷﻌﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ
ﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺵ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮐﻮﺩﮎ ﺑﻤﺎنl



طبقه بندی: شعر،  ادبی،  خاطرات، 

تاریخ : دوشنبه 12 خرداد 1393 | 00:22 | نویسنده : علی لشکری | نظرات




طبقه بندی: خودمونی،  دلنوشته،  ادبی،  آموزشی، 

تاریخ : یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 | 13:17 | نویسنده : مریم برزجی | نظرات

مردی که مرد بود...


می خواهم از تو بگویم، اما نمی شود
نام علی در بیتهایم جا نمی شود
هرچند می گویند که ای کاش علی شویم
با حرف و با سخن هیچ کس مولا نمی شود
هر چند قطره قطره گردت جمع می شدند
اما دریغ، از کوفیان دریا نمی شود...




طبقه بندی: مناسبتی،  عقاید اسلامی،  شعر،  تاریخی، 

تاریخ : سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 | 19:30 | نویسنده : علی لشکری | نظرات



درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم
و به آنها وابسته می شویم
هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود
پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد
باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.
برای همه خاطرات خوشی که برام ساختید ممنونم همتون رو به یاد دارم یعنی نمیشه که فراموشتون کرد راستش دیروز از دم در دانشکده رد شدم دلم به شدت گرفت.....
یادش بخیر این قسمت از زندگیمو خیلی خیلی دوست می دارم.....




طبقه بندی: خودمونی،  دلنوشته،  خاطرات، 

تاریخ : سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 | 17:30 | نویسنده : آزاده صفری | نظرات
دوستان واقعی هر طور بتوانند به اندازه ی هم درمی آیند

بیشترهایشان را به رخ کمترهای دیگری نمی کشند ،

دوستان واقعی هم اندازه اند!

منبع: پانویس




طبقه بندی: خودمونی،  دلنوشته،  لبخند،  ادبی،  آموزشی،  فلسفی،  اجتماعی، 

تاریخ : سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 | 08:26 | نویسنده : مریم برزجی | نظرات

 

یاد آن آموزگار ساده پوش

یاد آن گچها که بودش روی دوش


ای معلم نام و هم یادت به خیر

یاد درس آب و بابایت به خیر


ای دبستانی ترین احساس من

بازگرد این مشقها را خط بزن




طبقه بندی: مناسبتی،  خودمونی،  دلنوشته،  طنز،  لبخند،  شعر، 

تاریخ : شنبه 13 اردیبهشت 1393 | 13:35 | نویسنده : مریم برزجی | نظرات

باز روز معلم شد و دلم هوای مدرسه  رو کرد......

چه زود گذشت چه زود بزرگ شدیم.....

و چه زود دیر می شود....

 

 




طبقه بندی: خودمونی،  دلنوشته، 

تاریخ : شنبه 13 اردیبهشت 1393 | 10:47 | نویسنده : مریم برزجی | نظرات
بُرچه سر نمزنن نامردا
بِمُردُم از بَس بیومِدُم و کسی بِنیومِده بو!!!




طبقه بندی: دانشجویی،  لبخند،  خودمونی، 

تاریخ : دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 | 16:28 | نویسنده : برادر | نظرات
تاریخ : سه شنبه 2 اردیبهشت 1393 | 11:10 | نویسنده : مریم برزجی | نظرات
از کودکی شروع می کنیم:

در کودکی پسرها هر وقت شیطنت می‌کردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش می‌کرد، اما دخترها هر وقت شیطنت می‌کردند یک ضربه فانتزی کوچولو روی دستشان می‌خورد! 

خودتان قضاوت کنید؛ کدام ضربه درد بیشتری دارد؟ روزهای جمعه که مدرسه‌ها تعطیل بود: پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودند، در حالی که دخترها کنار عروسک هایشان لالا می‌کردند.

هنگامی که کارنامه ها را به دست والدین محترم میدادند؛ پسرها شدیداً بخاطر نمرات پایین سرکوفت می‌خوردند و البته گاهی هم ممنوع شدن از مشاهده کارتون، در صورتی که دخترها هیچی نمی‌شدند. چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان آور خانه هم نخواهند بود. هنگامی که پدر خانواده شب به منزل می آمد؛ پسرها فرار می‌کردند و یه گوشه ای می‌خزیدند تا چغولی های مادر، کار دستشان ندهد، اما دخترها به بغل پدر می‌پریدند و چپ و راست قربون صدقه می‌شنویدند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: طنز،  دانشجویی،  لبخند،  خانواده،  تاریخی،  اجتماعی،  خاطرات،  سرگرمی،  فرهنگی،  علمی، 

تاریخ : یکشنبه 31 فروردین 1393 | 08:56 | نویسنده : رضا آریا منش | نظرات
سلام و عرض ادب و احترام همراه با دلتنگی خیلیییییییییییی زیاد خدمت همه همکلاسی ها و دوستای گلم.
تولد حضرت فاطمه (س) و روز زن و مادر رو  به تمام زنان ومادران عزیز و فداکار تبریک میگم.
روز مادر بهانه ای شد تا این عکس رو بذارم  تو وب که خیلی حرفا واسه گفتن داره...




طبقه بندی: خودمونی،  عقاید اسلامی،  خانواده،  آموزشی،  مناسبتی، 

تاریخ : شنبه 30 فروردین 1393 | 15:17 | نویسنده : علی لشکری | نظرات

سلام به  همه دوستان عزیز
ولادت حضرت زهرا(سلام الله) مادر همه بچه شیعه ها رو تبریک میگم.
خداوند به حق حضرت زهرا(س) انشا الله که اونایی که مادر دارند مادرشون رو براشون حفظ کنه اونایی هم که مادر از دست دادند( علی الخصوص دادش خوبم علی آقا) مادرشون رو با اهل بیت و حضرت زهرا محشور کنه.
یا حق



طبقه بندی: خودمونی،  دانشجویی، 

تاریخ : شنبه 30 فروردین 1393 | 12:38 | نویسنده : برادر | نظرات
تاریخ : شنبه 30 فروردین 1393 | 10:24 | نویسنده : مریم برزجی | نظرات

باز هفت سین سرور
ماهی و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب
باز هم شادی عید
آرزوهای سپید
باز لیلای بهار
باز مجنونی بید
باز هم رنگین کمان
باز باران بهار
باز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان
باز رقص دود عود
باز اسفند و گلاب
باز آن سودای ناب
کور باد چشم حسود
باز تکرار دعا
یا مقلب القلوب
یا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست
باز نوروز سعید
باز هم سال جدید
باز هم لاله عشق
خنده و بیم و امید

عید شما مبارک




تاریخ : پنجشنبه 29 اسفند 1392 | 14:18 | نویسنده : سعید رسته مقدم | نظرات



طبقه بندی: عقاید اسلامی، 

تاریخ : شنبه 24 اسفند 1392 | 11:36 | نویسنده : برادر | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.

تعداد کل صفحات : 30 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...