تبلیغات
بچه های علوم تربیتی87 دانشگاه بیرجند


تاریخ : چهارشنبه 21 دی 1390 | 16:01 | نویسنده : برادر | نظرات
با سلام و خداقوت خدمت دوستان گرام
8 اسفند رو خدمت تمامی شما دوستان گلم تبریک میگم امیدوارم که در تمامی مراحل زندگی موفق و مؤید باشید. انشاءالله



موضوعات مرتبط : مناسبتی، مدیریت، دانشجویی، تاریخی،


تاریخ : جمعه 8 اسفند 1393 | 18:30 | نویسنده : رضا آریا منش | نظرات

انا لله و انا الیه راجعون


ادامه مطلب

تاریخ : سه شنبه 7 بهمن 1393 | 17:48 | نویسنده : محسن عزیزی | نظرات
سلام به همگی
من وبلاگ رو هر هفته چک می کنم و از اینکه کسی سر نمی زنه دلم میگیره.
البته اطلاع دارم عده ای از بچه ها سر می زنند ولی ای کاش همونقدر که به فیس بوک و امثالهم یر می زنند به وب خودمون هم سر بزنند.
ولش کن بذار فضا رو عوض کنیم:

“حالا چی بپوشیمِ” دخترا
با “حالا چی بخوریمِ” پسرا رقابت میکنه :|
.
.
من یه بار نزدیک بود بیماری پوستراوماتیک استرس دیس اُردر بگیرم
ولی چون اسمش سخت بود همون اسهال گرفتم 
.
.
دعای یک مرد:
خدایا کودکی ام را دادی و گرفتی
جوانی ام را دادی و گرفتی
چند ساله که زن دادی
خواستم یادآوری کرده باشم 
.
.
زنگ زدم کافى نت رفیقم برام انتخاب واحد کنه
گفت چى بردارم ؟ گفتم دو واحد عمومى بقیه اش تخصصى
یعنى پیازو سیب زمینى رو هم به این راحتى سفارش نمید
.
.
انسان های بزرگ هیچگاه به کوچکی فردایشان نگاه نمیکنند
چون از بزرگی امروزشان فردایی کوچکتر خواهند ساخت …
منم نفهمیدم !
ولی خیلی با کلاس بود گفتم بگم خوب...
.
.
.
دختر عموم ۵ سالشه هزارتا فرند تو فیسبوق و لاین و… داره !
اونوقت من همسن این بودم شبا تلویزیون رو از برق میکشیدم
سمندون از توش نیاد بخوره من
.
.

یه شب خونه تنها بودم یهو صدای خنده از حیاط شنیدم

گفتم برم بیرون ببیم کیه …
رفتم تو حیاط و چند متری رفتم جلو وایسادم بازم دیدم میخنده

بازم یه خرده رفتم جلو وایسادم بازم صدای خنده اومد!
داشتم خودمو خراب میکردم ولی بازم رفتم جلو …
الان فهمیدین حیاطمون بزرگه یا بازم برم جلو؟؟

.

.

اون زمان که از این نوشابه شیشه ای ها میفروختن داداشم ۵ سالش بود ( به گفته ی مادر گرامى ) یه روز خواست یه شیشه که اضاف اومده بود رو بذاره تو در یخچال دید بلنده جا نمیشه . درش آورد یکمش رو خوردم دوباره گذاشت ، در کمال تعجب دید نه ، بازم جا نمیشه 

.

.دقت کردین همه آدما صبحاى زود با اخم میرن دستشویى ؟؟؟ خب اخم نداره ، دوست ندارى نرو !


بسه دیگه داره بی مزه میشه 

بای...




موضوعات مرتبط : خودمونی، طنز،


تاریخ : دوشنبه 6 بهمن 1393 | 12:31 | نویسنده : برادر | نظرات


تاریخ : چهارشنبه 17 دی 1393 | 15:09 | نویسنده : مریم برزجی | نظرات



روز دانشجو,16 آذر روز دانشجو


صفایی ندارد ارسطو شدن / خوشا پر کشیدن پرستو شدن
تو که پر نداری پرستو شوی / بنشین درس بخون تا ارسطو شوی
روز دانشجو بر ارسطو های آینده ایران مبارک !

بنده این روز بزرگ رو به تمامی دوستان بالاخص یوسف جونم و علی جونم تبریک می گم



موضوعات مرتبط : مناسبتی، خودمونی، دانشجویی، تاریخی، اجتماعی، خاطرات،


تاریخ : یکشنبه 16 آذر 1393 | 07:30 | نویسنده : رضا آریا منش | نظرات

سلام بروبچ با تربیت .من نمردم زندم،ولی خب سرم شلوغه بدجور،شاید بعضی وقتا صبح تا شب سرکارم باشم .اینکه بهتون سرنمیزنم کوتاهی بوده +سرشلوغی .امیدوارم ببخشین




تاریخ : چهارشنبه 12 آذر 1393 | 14:07 | نویسنده : محسن عزیزی | نظرات
خطاب به بعضی ها البته به بعضی ها برنخوره
در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگیست ، ورنه با یک استخوان صد سگ رفیقت میشوند


رفیق بی معرفت ؛ مثل پنجره ی رو به دیوار میمونه

.

.

.

چطوری پنجره؟





موضوعات مرتبط : مناسبتی، خودمونی، شعر،


تاریخ : یکشنبه 25 آبان 1393 | 07:17 | نویسنده : رضا آریا منش | نظرات
ماه محرم

باز محرم شد و دلها شکست              از غم زینب دل زهرا شکست

باز محرم شد و لب تشنه شد            از عطش خاک کمرها شکست

آب در این تشنگی از خود گذشت       دجله به خون شد دل صحرا شکست

قاسم و لیلا همه در خون شدند          این چه غمی بود که دنیا شکست


السلام علیكم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیك یاامین الله فى ارض وحجته على عباده (یاصاحب الزمان آجرک الله) ماه محرم بر شما وعاشقان امام حسین (ع) تسلیت عرض مینمایم





موضوعات مرتبط : مناسبتی، عقاید اسلامی، شعر، ادبی، سیاسی، تاریخی، اجتماعی، فرهنگی،


تاریخ : یکشنبه 4 آبان 1393 | 14:45 | نویسنده : رضا آریا منش | نظرات

مانند یک عقاب باشید....... وقتی باران می بارد همه ی پرندگان به سوی پناهگاه پرواز می کنند به جزء عقاب که برای دور شدن از باران در بالای ابرها به پرواز در می آید. مشکلات برای همه وجود دارند اما طرز برخورد با آن است که باعث تفاوت می گردد بلند پرواز باشید.....




موضوعات مرتبط : خودمونی، دانشجویی، روانشناسی، آموزشی، فلسفی، اطلاعات عمومی،


تاریخ : سه شنبه 15 مهر 1393 | 15:30 | نویسنده : مریم برزجی | نظرات
ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمی شنوند....

این است غصه تلخ عادت!!!!



موضوعات مرتبط : دلنوشته،


تاریخ : یکشنبه 6 مهر 1393 | 23:45 | نویسنده : برادر | نظرات
سلام دوستان چند وقته که من به وبلاگ گه گداری سر میزنم ولی خبری از شماها نیست معلومه کجا رفتین؟؟؟؟ البته فک کنم بچه هایی که پایه وب بودن الان همه مشغول نوشتن پایان نامه هستن انشاءالله که موفق باشن من هم برم به کارای این پایان نامه لعنتیم برسم همگی موفق و پیروز و سربلند باشید ای سرو قامتان علوم تربیتی 87- خدافظی



موضوعات مرتبط : خودمونی، دلنوشته، دانشجویی، اجتماعی، اخبار، خاطرات،


تاریخ : چهارشنبه 15 مرداد 1393 | 19:22 | نویسنده : رضا آریا منش | نظرات

خبر فوری
عکس منتشر نشده از؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی او کیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی چیست این عکس مخوف؟؟؟؟؟؟؟
آیا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟




موضوعات مرتبط : خودمونی،
ادامه مطلب

تاریخ : دوشنبه 6 مرداد 1393 | 16:12 | نویسنده : برادر | نظرات
 "شهاب الدین" پسر خانم هراتی زاده در شش ماهگی البته دقیقش شش ماه و ده روز ، عکس دومی خیلیییییییییییی بانمکه!




موضوعات مرتبط : خودمونی، خانواده،
ادامه مطلب

تاریخ : شنبه 7 تیر 1393 | 20:03 | نویسنده : علی لشکری | نظرات

آیا مـــی دانیــــد که اگـــر شـــما در حــــال حـــمل قـــرآن بـــآشـــید شـــیطان دچـــار درد شـــدید در ســـر میــــشود و باز کـــردن قـــرآن ، شیـــطان را تجــــزیه مــــی کنـــد و بــــا خوانـــدن قـــرآن، به حــالت غـــش فـــرو میــــرود و خــــوانــدن قـــرآن باعـــث در اغــــما رفــتــنــش مــیــشود؟ و آیـــا شـــما مـــی دانید کـــه هنگــــامـی که مـــی خــواهـــید ایــــن پیـــام را بــــه دیـــگــران ارســــال کنــــید شیطان سعـــی خواهـــــد کــــرد تا شـــــما را منــــــصرف کند؟ فـــریب شیــــطان را نخــــور! پـــس ایـــن حـــق را داریــــد کـــه ایـــن پســـت رو کـــپی کنید.




تاریخ : پنجشنبه 29 خرداد 1393 | 20:16 | نویسنده : فاطمه ایوبی | نظرات
تقدیم به دوستان گلم...


دوستی با بعضی آدم ها مثل نوشیدن چای کیسه‌ ایست...




موضوعات مرتبط : خودمونی، خاطرات، دانشجویی،
ادامه مطلب

تاریخ : دوشنبه 19 خرداد 1393 | 01:22 | نویسنده : علی لشکری | نظرات

راننده کامیونی وارد رستوران شد . دقایقی پس از این که او شروع به غذا خوردن کرد ، سه جوان موتور سیکلت سوار هم به رستوران آمدند و یک راست به سراغ میز راننده کامیون رفتند . بعد از چند دقیقه پچ پچ کردن ، اولی سیگارش را در استکان چای راننده خاموش کرد . راننده به او چیزی نگفت .
دومی شیشه نوشابه را روی سر راننده خالی کرد و باز هم راننده سکوت کرد .
وقتی راننده بلند شد تا صورتحساب رستوران را پرداخت کند ، نفر سوم به  او پشت پا زد و راننده محکم به زمین خورد ، ولی باز هم ساکت ماند .
دقایقی بعد از خروج راننده از رستوران یکی از جوان ها به صاحب رستوران گفت : چه آدم بی خاصیتی بود ، نه غذا خوردن بلد بود ، نه حرف زدن و نه دعوا !
رستورانچی جواب داد : از همه بد تر رانندگی بلد نبود ، چون وقتی داشت می رفت دنده عقب ، 3 تا موتور نازنین را له کرد و رفت !!!




موضوعات مرتبط : خودمونی، طنز، دانشجویی، لبخند، عقاید اسلامی، ادبی، آموزشی، داستان،


تاریخ : یکشنبه 18 خرداد 1393 | 08:07 | نویسنده : مریم برزجی | نظرات
ﭘﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻫﺎﯾﻢ بیا
ﮐﻔﺶ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺎ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﺎ
ﻗﺎﻩ ﻗﺎﻩ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺳﺎﺯ ﮐﻦ
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﺕ ﺍﻋﺠﺎﺯ ﮐﻦ
ﭘﺎ ﺑﮑﻮﺏ ﻭ ﻟﺞ ﮐﻦ ﻭ ﺭﺍﺿﯽ ﻧﺸﻮ
ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺟﺰ ﻋﺸﻖ ﻫﻤﺒﺎﺯﯼ ﻧﺸﻮ
ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﻪ ﺭﺍ ﻫﻢ ﮐﻦ ﺧﺒﺮ
ﻋﺎﻗﻠﯽ ﺭﺍ ﯾﮏ ﺷﺐ ﺍﺯ ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺒﺮ
ﺧﺎﻟﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﮐﻮﺩﮐﯽ
ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﭼﺎﺩﺭ ﻧﻤﺎﺯ ﭘﻮﻟﮑﯽ
ﻃﻌﻢ ﭼﺎﯼ ﻭ ﻗﻮﺭﯼ ﮔﻠﺪﺍﺭﻣﺎﻥ
ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯼ ﻧﺎﺏ ﺑﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭﻣﺎﻥ
ﻣﺎﺩﺭﯼ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ
ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺧﻮﺍﺏ ﺁﺳﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ
ﯾﺎ ﭘﺪﺭ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺎ
ﻗﻬﺮﻣﺎﻥ ﺑﺎﻭﺭ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﻣﺎ
ﻗﺼﻪ ﻫﺎﯼ ﻫﺮ ﺷﺐ ﻣﺎﺩﺭﺑﺰﺭﮒ
ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﺑﺰﺑﺰ ﻗﻨﺪﯼ ﻭ ﮔﺮﮒ
ﻏﺼﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﻓﺮﺻﺖ ﺟﻮﻻﻥ ﻧﺪﺍﺷﺖ
ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻧﺪﺍﺷﺖ
ﻫﺮﮐﺴﯽ ﺭﻧﮓ ﺧﻮﺩﺵ, ﺑﯽ ﺷﯿﻠﻪ ﺑﻮﺩ
ﺛﺮﻭﺕ ﻫﺮ ﺑﭽﻪ ﻗﺪﺭﯼ ﺗﯿﻠﻪ ﺑﻮﺩ
ﺍﯼ ﺷﺮﯾﮏ ﻧﺎﻥ ﻭ ﮔﺮﺩﻭ ﻭ ﭘﻨﯿﺮ !
ﻫﻤﮑﻼﺳﯽ ! ﺑﺎﺯ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮ
ﻣﺜﻞ ﺗﻮ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﺴﯽ ﯾﮑﺮﻧﮓ ﻧﯿﺴﺖ
ﺁﻥ ﺩﻝ ﻧﺎﺯﺕ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺗﻨﮓ ﻧﯿﺴﺖ ؟
ﺣﺎﻝ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟
ﻣﺜﻞ ﻣﺎ ﺑﺎﻝ ﻭ ﭘﺮﺕ ﺭﺍ ﭼﯿﺪﻩ ﺍﯼ ؟
ﺣﺴﺮﺕ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﻗﻔﺲ؟
ﻣﯽ ﮐﺸﯽ ﻣﺸﮑﻞ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻔﺲ؟
ﺳﺎﺩﮔﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﻧﯿﺴﺖ ؟
ﺭﻧﮓ ﺑﯽ ﺭﻧﮕﯿﺖ ﺍﺳﯿﺮ ﺭﻧﮓ ﻧﯿﺴﺖ ؟
ﺭﻧﮓ ﺩﻧﯿﺎﯾﺖ ﻫﻨﻮﺯﻡ ﺁﺑﯽ ﺍﺳﺖ ؟
ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺎﻭﺭﺕ ﻣﻬﺘﺎﺑﯽ ﺍﺳﺖ ؟
ﻫﺮﮐﺠﺎﯾﯽ , ﺷﻌﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ
ﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺵ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮐﻮﺩﮎ ﺑﻤﺎنl



موضوعات مرتبط : شعر، ادبی، خاطرات،


تاریخ : دوشنبه 12 خرداد 1393 | 00:22 | نویسنده : علی لشکری | نظرات




موضوعات مرتبط : خودمونی، دلنوشته، ادبی، آموزشی،


تاریخ : یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 | 13:17 | نویسنده : مریم برزجی | نظرات

مردی که مرد بود...


می خواهم از تو بگویم، اما نمی شود
نام علی در بیتهایم جا نمی شود
هرچند می گویند که ای کاش علی شویم
با حرف و با سخن هیچ کس مولا نمی شود
هر چند قطره قطره گردت جمع می شدند
اما دریغ، از کوفیان دریا نمی شود...




موضوعات مرتبط : مناسبتی، عقاید اسلامی، شعر، تاریخی،


تاریخ : سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 | 19:30 | نویسنده : علی لشکری | نظرات



درست است، ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم
و به آنها وابسته می شویم
هرچه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود
پس هرکسی را بیشتر دوست داریم و می خواهیم که بیشتر دوستمان بدارد
باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم.
برای همه خاطرات خوشی که برام ساختید ممنونم همتون رو به یاد دارم یعنی نمیشه که فراموشتون کرد راستش دیروز از دم در دانشکده رد شدم دلم به شدت گرفت.....
یادش بخیر این قسمت از زندگیمو خیلی خیلی دوست می دارم.....




موضوعات مرتبط : خودمونی، دلنوشته، خاطرات،


تاریخ : سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 | 17:30 | نویسنده : آزاده صفری | نظرات

تعداد کل صفحات : 30 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...